رضا شجیع:

بودن یا نبودن در فوتبال، مسئله این است!

سال‌هاست پس از هر موج تازه فحاشی در ورزشگاه‌های ایران، همان چرخه تکرار می‌شود: رسانه‌ها ابراز تأسف می‌کنند، چهره ها از فرهنگ هواداری می‌گویند و چند روز بعد همه‌چیز به وضعیت قبلی بازمی‌گردد. شاید چون هنوز تصور می‌کنیم با تعدادی فرد یا چهره بداخلاق مواجهیم، درحالی‌که مسئله مدت‌هاست از رفتار فرد عبور کرده است.
اگر بخواهیم استعاره‌ای از زیست‌شناسی قرض بگیریم، ورزشگاه‌های ما طی سال‌های گذشته نوعی داروینیسم اخلاقی را تجربه کرده‌اند. محیط، رفتارها را انتخاب کرده است. ورزشکار یا مدیری که تحمل فحاشی خانوادگی، تحقیر قومی، تهدید و خشونت کلامی را نداشته، به‌تدریج حضورش را کم کرده یا ورزشگاه را ترک کرده است. آنهایی مانده‌اند که یا این ادبیات را پذیرفته‌اند، یا نسبت به آن حساسیت اخلاقی کمتری داشته‌اند، یا برای ماندن، خود را با آن تطبیق داده‌اند.
این همان نقطه‌ای است که فرگشت اخلاقی اتفاق می‌افتد. نه به این معنا که محیط به‌مرور ترکیب جمعیت، آستانه تحمل و تعریف رفتار عادی را تغییر داده است. امروز بعد از دو دهه، محصول این فرایند پیش روی ماست: وضع موجود دیگر انحراف از فرهنگ فوتبال نیست؛ خودش فرهنگ غالب فوتبال شده است.
و اینجاست که ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. حتی بخشی از رسانه‌هایی که امروز با لحنی اخلاقی فحاشی را محکوم می‌کنند، بیرون از این فرایند نبوده‌اند. سال‌ها دوگانه‌سازی‌های افراطی، تحریک رقابت‌های هویتی، بازنشر مکرر نزاع‌ها و تبدیل درگیری به محتوای پربازدید، در ساخت همین اکوسیستم نقش داشته است. رسانه نمی‌تواند سال‌ها از خشم، تحقیر و نزاع توجه استخراج کند و بعد از محصول نهایی آن اظهار شگفتی کند.
به همین دلیل، مسئله امروز دیگر فرهنگ‌سازی هم نیست. سیستمی که خودش رفتار را تولید می‌کند، نمی‌تواند فقط با محکوم‌کردن محصولش اصلاح شود.
اصلاح واقعی زمانی آغاز می‌شود که سازوکارهای تولید این فرهنگ تغییر کنند: اقتصاد رسانه‌ایِ حاشیه، شیوه مدیریت باشگاه‌ها، نظام تشویق و تنبیه، سازمان هواداری و حتی منطق تولید محتوای ورزشی.
ما دیگر در ابتدای یک انحراف اخلاقی نیستیم که بتوان با جریمه و حکم انضباطی متوقفش کرد، با محصول یک فرگشت طولانی‌مدت اخلاقی مواجهیم.
بودن یا نبودن در فوتبال، مسئله این است!
رضا شجیع

اخبار مرتبط