تحول روایت رسانه‌ای از ورزش بانوان ایران؛ عبور از حاشیه به متن افتخار

سال‌ها ورزش بانوان در رسانه‌ها بیشتر با سکوت، حاشیه و اشاره به محدودیت‌ها شناخته می‌شد؛ اما امروز، لحن روایت‌ها تغییر کرده است. از صفحات خبری تا گزارش‌های تحلیلی، زنان ورزشکار دیگر فقط در قابِ چالش‌ها دیده نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان قهرمانانِ میدان، مدال‌آوران و نمادهای افتخار نیز بازنمایی می‌شوند.

این تغییرِ لحن، تنها یک جابه‌جایی ساده در واژه‌ها نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تحولی عمیق‌تر در نگاه رسانه به ورزش بانوان است.

 

از سایه‌ی مشکلات تا نورِ قهرمانی؛ آیا رسانه‌ها در بازنمایی ورزش بانوان تغییر کرده‌اند؟

زمانی بود که وقتی نام ورزش بانوان در رسانه‌ها می‌آمد، عمدتاً با کلماتی نظیر «موانع»، «محدودیت‌ها» و «چالش‌های ساختاری» همراه می‌شد. در آن روزها، رسانه بیشتر شبیه به یک «گزارشگرِ غم» بود که بر دشواری‌های مسیر تمرکز داشت و گویی موفقیت‌های زنان را در سایه‌ی مشکلات بزرگ‌تر، نادیده می‌گرفت. اما امروز، وقتی صفحات روزنامه‌های ورزشی را ورق می‌زنیم، با گویی کاملاً متفاوت روبرو هستیم. لحن رسانه تغییر کرده است؛ کلمات سنگینِ مربوط به «محدودیت»، جای خود را به واژگان حماسی مثل «افتخارآفرینی» و «قهرمان‌سازی» داده‌اند. اما آیا این تغییر، صرفاً یک تغییر در انتخاب کلمات است یا واقعاً با یک «تغییر پارادایمیک» در نگاه جامعه و رسانه روبرو هستیم؟ ما در دورانی از گذار ایستاده‌ایم؛ دورانی که در آن رسانه‌ها از روایتِ «مشکل‌محور» به سمت روایتِ «دستاوردگرا» حرکت کرده‌اند. این مقاله به دنبال کالبدشکافی این تحول بزرگ است: رسانه‌ها چگونه از سکوت و تمرکز بر موانع، به سمت ساختنِ ستون‌های قهرمانیِ زنان حرکت کرده‌اند و این تغییرِ گفتمان، چه تأثیری بر مشروعیت و آینده‌ی ورزش بانوان در ایران گذاشته است؟

چگونه کلمات، نگاه ما را به ورزشکار زن دگرگون کردند؟

تحلیل‌های انجام شده بر روی روزنامه‌هایی نظیر «خبر ورزشی» و «ایران ورزشی» نشان می‌دهد که ما با یک جابه‌جایی بزرگ در «معناشناسی» روبرو هستیم. اگر در سال‌های نخست (۱۳۹۸ و ۱۳۹۹) واژگان رسانه‌ای بیشتر حول محور «موانع»، «سختی‌ها» و «محدودیت‌ها» می‌چرخید، اکنون شاهد ظهور یک «لغت‌نامه قهرمانی» هستیم.

استفاده از استعاره‌های حماسی مانند «حماسه‎‌آفرینی»، «افتخارآفرینی» و «فتح مدال»، دیگر صرفاً انتخاب کلماتی برای پر کردن صفحه نیست؛ این‌ها ابزارهای ساختِ هویت هستند. رسانه با این انتخاب‌های زبانی، ورزشکار زن را از جایگاهِ «زنی که در برابر مشکلات مبارزه می‌کند» (یک قربانی یا یک چالش) به جایگاهِ «یک قهرمان ملی که تاریخ می‌سازد» (یک کنشگر و پیروز) منتقل کرده است.

اما جالب اینجاست که این تحول در تمام رسانه‌ها یکسان نیست. در حالی که روزنامه‌ای مثل «خبر ورزشی» با رویکردی هیجان‌محور، بر روی جنبه‌های درخشان و پیروزی‌های چشمگیر تمرکز می‌کند تا قهرمان‌سازی کند، رسانه‌هایی نظیر «ایران ورزشی» با نگاهی تحلیلی‌تر، سعی می‌کنند میان «جشنِ پیروزی» و «واقعیت‌های ساختاری» تعادل برقرار کنند. این تفاوت در رویکرد، نشان می‌دهد که رسانه در ایران از یک «بازتاب‌دهنده ساده» به یک «شکل‌دهنده فعال» به جایگاه زنان تبدیل شده است؛ رسانه‌ای که با انتخابِ کلمه‌ی درست، می‌تواند به یک موفقیت ورزشی، «مشروعیت اجتماعی» ببخشد.

چالش ناتمام: قهرمانیِ پر زرق‌وبرق یا پیروزیِ پایدار؟

اما در میان این هیاهویِ ستایش و حماسه‎‌سرایی، باید پرسید: آیا این تغییرِ گفتمان، لزوماً به معنایِ رفعِ چالش‌های بنیادین است؟

تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که اگرچه روایت‌های «قهرمان‌محور» توانسته‌اند به ورزشکاران زن، اعتبار و مشروعیت اجتماعی بی‌سابقه‌ای ببخشند، اما همچنان یک شکافِ خطرناک وجود دارد. رسانه‌ها با تمرکز شدید بر «لحظه‌ی مدال» و «ساعتِ پیروزی»، گاهی ناخواسته از بازنماییِ «روزمرگیِ دشوار» و «مشکلات زیرساختی» غافل می‌مانند.

ما با یک پارادوکس روبرو هستیم: از یک سو، رسانه با زبانِ حماسی، ورزشکار را به یک «الگو» تبدیل می‌کند؛ و از سوی دیگر، با تمرکزِ بیش از حد بر جنبه‌های درخشان و هیجان‌انگیز، ممکن است باعث شود مخاطب تصور کند مسیرِ رسیدن به این موفقیت‌ها، همواره هموار بوده است. این خطر وجود دارد که «روایتِ قهرمانی» به یک پوشش زیبا برای نادیده گرفتنِ نابرابری‌های موجود در حجم پوشش خبری یا تداوم برخی کلیشه‌ها تبدیل شود. بنابراین، چالش اصلیِ رسانه‌های امروز دیگر فقط «خبر دادن» نیست، بلکه «واقع‌بین بودن» است. رسانه‌ای که می‌خواهد به توسعه‌ی ورزش بانوان کمک کند، نباید فقط در لحظه‌ی ایستادن بر روی سکوی مدال حضور داشته باشد؛ بلکه باید در تحلیلِ مسیرِ سختِ رسیدن به آن سکو نیز، با قدرتِ کلام خود همراه باشد.

فراتر از حماسه؛ ضرورت گذار به روایت‌گریِ مسئولانه

در نهایت، آنچه در سال‌های اخیر در رسانه‌های ورزشی ایران رخ داده، بدون شک یک تحول بزرگ و مثبت است. عبور از دوران «سکوت و تمرکز بر موانع» به دوران «قهرمان‌سازی و بازنمایی موفقیت‌ها»، گامی حیاتی در جهت مشروعیت‌بخشی به ورزش بانوان بوده است. رسانه‌ها ثابت کرده‌اند که با تغییرِ زاویه دید، می‌توانند نگاه جامعه را از «تردید» به سمت «افتخار» تغییر دهند.

اما برای اینکه این روند، از یک «تغییرِ خوشایند در کلمات» به یک «تغییرِ ساختاری و پایدار» تبدیل شود، رسانه‌ها باید از نقشِ یک «محتواسازِ حماسی» فراتر رفته و به نقش یک «تحلیل‌گرِ مسئولانه» دست یابند. روایت‌گریِ حرفه‌ای، یعنی تواناییِ بازنماییِ همزمانِ دو حقیقت: «شکوهِ پیروزی» و «سختیِ مسیر».

رسانه‌ها نباید اجازه دهند که روایت‌های قهرمانانه، باعثِ نوعی «بی‌خیالیِ اجتماعی» نسبت به مشکلاتِ زیرساختی شود. هدف نهایی نباید صرفاً ساختنِ قهرمانان در لحظاتِ درخشان باشد، بلکه باید تلاش کرد تا بستری فراهم شود که در آن، هر ورزشکاری، صرف‌نظر از جنسیت، بتواند در تمام طول مسیرِ حرفه‌ای خود، مورد حمایت و توجهِ منصفانه قرار گیرد.

زمان آن رسیده است که رسانه، نه تنها تماشاگرِ لحظاتِ مدال، بلکه هم‌مسیرِ واقعیِ ورزشکاران در تمامِ سختی‌ها و پیروزی‌هایشان باشد. تنها در این صورت است که «روایتِ قهرمانی» از یک شعارِ زیبا، به یک واقعیتِ پایدار در ورزش بانوان تبدیل خواهد شد.

 

محبوبه مرادی