یادداشت علی افتخاری:

تیراندازی و ورزش همگانی؛ قربانی مدیریت‌های غیرورزشی

به گزارش ورزشی منهای فوتبال، علی افتخاری کارشناس ورزش در یادداشتی نوشت؛ ورزش ایران سال‌هاست که از یک درد مزمن رنج می‌برد؛ دردی به نام «مدیریت غیرتخصصی». زخمی که هر روز عمیق‌تر می‌شود و نتیجه آن را می‌توان در افت رشته‌های مختلف، ناامیدی ورزشکاران و فرسایش سرمایه اجتماعی ورزش مشاهده کرد. در این میان، دو حوزه بیش از دیگران قربانی این نوع مدیریت شده‌اند؛ یکی تیراندازی و دیگری ورزش همگانی.

تیراندازی، رشته‌ای که نیازمند آرامش، دانش فنی، برنامه‌ریزی دقیق، روانشناسی حرفه‌ای و مدیریت تخصصی است، سال‌هاست در یک بن‌بست فرساینده گرفتار شده است. گویی ساچمه‌ها در لوله تفنگ‌ها گیر کرده‌اند و سیبل‌ها دیگر امیدی به اصابت ندارند. رشته‌ای که می‌توانست با توجه به استعدادهای فراوان جوانان ایرانی، به یکی از قطب‌های افتخارآفرینی ورزش کشور تبدیل شود، امروز درگیر سردرگمی مدیریتی، ضعف ساختار، نبود برنامه‌ریزی علمی و تصمیمات غیرکارشناسی شده است.

ورزش را نمی‌توان با نگاه پادگانی اداره کرد. ورزش روح زنده جامعه است؛ عرصه‌ای برای نشاط، رقابت سالم، توسعه فرهنگی و افتخار ملی. اما متأسفانه در سال‌های گذشته، حضور برخی مدیران غیرورزشی و نظامی در بدنه ورزش، مسیر طبیعی رشد را منحرف کرده است. مدیری که با ادبیات ورزش بیگانه باشد، نمی‌تواند نبض ورزشکار را بفهمد. او شاید بتواند دستور صادر کند، اما هرگز قادر نخواهد بود انگیزه خلق کند، اعتماد بسازد و مسیر توسعه را ترسیم نماید.

نتایج ضعیف تیراندازی ایران در سال‌های اخیر، به‌خوبی نشان می‌دهد که این رشته نیازمند یک تحول اساسی است. افت فنی، نبود پشتوانه‌سازی، کاهش انگیزه قهرمانان و فاصله گرفتن از استانداردهای جهانی، همه و همه حاصل سال‌ها مدیریت ناکارآمد و غیرتخصصی است. در دنیای امروز، ورزش حرفه‌ای با علم، مدیریت مدرن و برنامه‌ریزی بلندمدت اداره می‌شود، نه با آزمون و خطا و انتصاب‌های غیرمرتبط.

از سوی دیگر، ورزش همگانی نیز حال و روز بهتری ندارد. حوزه‌ای که باید موتور سلامت جسمی و روحی جامعه باشد، سال‌هاست به حاشیه رانده شده است. ورزش همگانی در بسیاری از کشورهای پیشرفته، اساس سیاست‌گذاری سلامت عمومی است، اما در ایران، این بخش مهم به دست مدیرانی سپرده شده که یا شناخت دقیقی از نیازهای جامعه ندارند یا توانایی تحول‌آفرینی در این حوزه را ندارند. مردی که باید در “”حوزه علمیه “”باشد به توصیه ای وارد حوزه ورزش شده.

دورانی که مدیریت ورزش همگانی در اختیار آقای کلهر بود، از نگاه بسیاری از کارشناسان، یکی از ضعیف‌ترین و تاریک‌ترین ادوار این حوزه محسوب می‌شود؛ دوره‌ای که ورزش همگانی نه‌تنها رشد نکرد، بلکه دچار رخوت، سکون و بی‌برنامگی شد. امروز نیز با وجود تغییر مدیریت، هنوز آن پویایی و تحرک لازم در این بخش دیده نمی‌شود. مدیریتی که باید مردم را به تحرک، نشاط و سلامت دعوت کند، خود گرفتار روزمرگی و بی‌تحرکی ساختاری شده است.

ورزش همگانی تنها برگزاری چند همایش و پیاده‌روی نمادین نیست. این حوزه نیازمند اندیشه نو، برنامه‌ریزی علمی، استفاده از متخصصان علوم ورزشی، روانشناسان اجتماعی و مدیران خلاق است. جامعه‌ای که ورزش همگانی در آن ضعیف باشد، دیر یا زود با بحران‌های جسمی، روحی و حتی اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

امروز ورزش ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به عقلانیت تخصصی است. باید باور کنیم که ورزش، عرصه آزمون مدیران غیرمرتبط نیست. ورزشکاران این سرزمین شایسته مدیرانی هستند که زبان ورزش را بفهمند، درد قهرمانان را بشناسند و برای آینده برنامه داشته باشند.

اگر قرار باشد همچنان ورزش به محلی برای حضور مدیران غیرمتخصص و سیاسی تبدیل شود، نه‌تنها تیراندازی، بلکه بسیاری از رشته‌های دیگر نیز در سکوت و فراموشی فرو خواهند رفت. ورزش ایران برای نجات، نیازمند یک خانه‌تکانی بزرگ مدیریتی است؛ خانه‌تکانی‌ای که در آن تخصص، تجربه، دانش و عشق به ورزش جایگزین روابط، انتصابات غیرکارشناسی و نگاه‌های غیرورزشی شود.

ورزش ایران هنوز زنده است، هنوز استعداد دارد و هنوز می‌تواند بدرخشد؛ اما این درخشش تنها زمانی ممکن خواهد شد که تفنگ مدیریت، به‌دست اهل ورزش سپرده شود، نه آنان که سیبل ورزش را هر روز دورتر می‌کنند.