به گزارش ورزشی منهای فوتبال ،در حالی که ورزش ایران همواره به پشتوانه استعدادهای برخاسته از دل باشگاههای محلی و سالنهای ساده افتخار آفریده است، امروز همان زیرساختهای حیاتی در معرض خطری جدی قرار گرفتهاند. باشگاههایی که سالها نقش ستون فقرات ورزش کشور را ایفا کردهاند، اکنون با بحرانهای اقتصادی و سیاستگذاریهای ناپایدار دستوپنجه نرم میکنند؛ بحرانی که در صورت تداوم، نهتنها باشگاهداران بلکه کل نظام ورزش کشور را متأثر خواهد کرد.
باشگاه ورزشی صرفاً یک فضای تمرین یا یک فعالیت اقتصادی نیست. این مراکز، بستر اصلی کشف و پرورش استعدادها، تقویت سلامت جسمی و روانی جامعه، کاهش آسیبهای اجتماعی و ایجاد همبستگی اجتماعی هستند. بسیاری از قهرمانان ملی و المپیکی کشور، مسیر رشد خود را نه از آکادمیهای مجهز خارجی، بلکه از همین باشگاههای محلی آغاز کردهاند.تعطیلی این مراکز، به معنای از بین رفتن نخستین حلقه زنجیره قهرمانسازی است؛ حلقهای که اگر گسسته شود، در سالهای آینده با افت محسوس در سطح کیفی ورزش قهرمانی روبهرو خواهیم شد.نیم میلیون شغل در آستانه تهدیدبرآوردها نشان میدهد حدود ۵۰۰ هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم به فعالیت باشگاههای ورزشی وابسته است؛ از مربیان و بدنسازان گرفته تا کارکنان اداری، خدماتی، ناجیان غریق، تولیدکنندگان تجهیزات و حتی مشاغل وابسته به تغذیه و پوشاک ورزشی.در شرایطی که ایجاد هر فرصت شغلی هزینههای کلان اقتصادی در پی دارد، بیتوجهی به حفظ این مشاغل، به معنای از دست رفتن سرمایه انسانی و اقتصادی کشور است. تعطیلی هر باشگاه، فقط خاموش شدن چراغ یک سالن نیست؛ بلکه بیکار شدن چندین خانواده و کاهش امنیت شغلی صدها نفر در زنجیره مرتبط با آن است.
باشگاهداران طی سالهای اخیر با افزایش هزینههای اجاره، آب و برق و گاز، مالیات، بیمه و اقساط بانکی روبهرو بودهاند؛ در حالی که حمایت مؤثری از سوی نهادهای مسئول صورت نگرفته است. در مواردی، بانکها بدون در نظر گرفتن شرایط خاص این حوزه، اقساط را برداشت کردهاند، بیمهها خسارتها را نپذیرفتهاند و دستورالعمل شفافی برای حمایت از فعالان این بخش ارائه نشده است.از سوی دیگر، تبدیل قراردادهای بلندمدت به اجارههای کوتاهمدت، امکان برنامهریزی، سرمایهگذاری و توسعه زیرساخت را از باشگاهها سلب کرده و ریسک فعالیت در این حوزه را بهشدت افزایش داده است. نتیجه چنین سیاستهایی، کاهش انگیزه سرمایهگذاری و در نهایت خروج فعالان باسابقه از این عرصه خواهد بود.
مربیان ورزشی که سالها برای تربیت قهرمانان و ارتقای سلامت جامعه تلاش کردهاند، امروز خود با مشکلات معیشتی جدی مواجهاند. کاهش فعالیت باشگاهها به معنای کاهش درآمد، تعدیل نیرو و در نهایت مهاجرت یا تغییر شغل این نیروهای متخصص است. از دست رفتن این سرمایه انسانی، ضربهای جبرانناپذیر به ورزش پایه کشور وارد خواهد کرد.کاهش دسترسی جوانان و نوجوانان به محیطهای ورزشی استاندارد، میتواند به افزایش کمتحرکی، آسیبهای اجتماعی و هزینههای درمانی در آینده منجر شود. باشگاهها در بسیاری از مناطق، نقش پناهگاه اجتماعی و فرهنگی را ایفا میکنند. تضعیف این مراکز، مستقیماً سلامت عمومی و سرمایه اجتماعی کشور را تهدید میکند.
حفظ باشگاههای ورزشی، نه یک مطالبه صنفی محدود، بلکه یک ضرورت ملی است. تدوین بستههای حمایتی هدفمند، تعویق یا تقسیط بدهیهای بانکی، بازنگری در سیاستهای اجارهای اماکن ورزشی، کاهش فشارهای بیمهای و مالیاتی و ایجاد سازوکارهای حمایتی برای مربیان، میتواند از تعمیق این بحران جلوگیری کند.اگر امروز برای نجات باشگاهها تصمیم جدی گرفته نشود، فردا باید هزینههای سنگینتری برای بازسازی زیرساختی پرداخت که سالها برای شکلگیری آن زمان صرف شده است.
