۱۵ سال مدیریت در سایه؛ افول بدمینتون ایران زیر نگاه کم‌رمق نظارتی

به گزارش ورزشی منهای فوتبال ،علی‌رغم حضور بیش از ۱۵ ساله مدیریت فدراسیون بدمینتون در این رشته، باید گفت حتی اگر این رشته فدراسیون هم نداشت، از جایگاه فعلی عقب‌تر نبود.
فدراسیون بدمینتون ایران طی بیش از ۱۵ سال گذشته تحت مدیریت یک رئیس فعالیت کرده است. انتظار می‌رفت در این بازه زمانی طولانی، این رشته ورزشی از نظر فنی و جایگاه بین‌المللی رشد کند، اما وضعیت فعلی نشان می‌دهد بدمینتون کشور نه‌تنها پیشرفت نکرده، بلکه حتی نسبت به ۱۵ سال قبل نیز ضعیف‌تر شده است.
این وضعیت در حالی رقم خورده که ایران از ظرفیت بالای انسانی و استعدادهای متعددی در سراسر کشور برخوردار است. با وجود این پتانسیل، بدمینتون ایران در طول ۱۵ سال گذشته حتی یک مدال قابل‌توجه و اثرگذار در رقابت‌های مهم بین‌المللی کسب نکرده است؛ موضوعی که فاصله عمیق میان ظرفیت بالقوه و خروجی واقعی این رشته را به‌روشنی نشان می‌دهد.
کاهش سطح فنی ورزشکاران، افت جایگاه بین‌المللی، نبود نتایج قابل‌قبول در میادین آسیایی و جهانی، ضعف در برنامه‌های توسعه پایه و استعدادیابی و نارضایتی بخشی از بدنه تخصصی این رشته، از مهم‌ترین نشانه‌های این روند نزولی است. در کنار این چالش‌ها، بخش عمده‌ای از اعزام‌های بین‌المللی با هزینه شخصی ورزشکاران و خانواده‌های آنان انجام می‌شود؛ حتی در مورد ورزشکاران مستعد و آینده‌دار. این شرایط فشار مالی قابل‌توجهی ایجاد کرده و در بسیاری موارد منجر به دلسردی و خروج تدریجی استعدادها از مسیر قهرمانی شده است.
در این میان، نقش نظارتی وزارت ورزش و جوانان به‌عنوان نهاد بالادستی فدراسیون‌ها، محل پرسش جدی است. با توجه به تداوم مدیریت فعلی و نتایج ضعیف حاصل‌شده، این سؤال مطرح می‌شود که طی ۱۵ سال گذشته چه میزان نظارت فنی و تخصصی بر عملکرد فدراسیون بدمینتون اعمال شده است؟ ارزیابی برنامه‌های فنی، کیفیت کادر مربیگری، روند استعدادیابی، نتایج بین‌المللی و نحوه حمایت از ورزشکاران تا چه اندازه به‌صورت منظم و مبتنی بر شاخص‌های مشخص انجام شده است؟
از سوی دیگر، ضروری است بررسی دقیق و شفاف مالی درباره نحوه هزینه‌کرد اعتبارات فدراسیون در سنوات گذشته صورت گیرد!به‌طور مشخص باید روشن شود چه درصدی از بودجه فدراسیون، به‌ویژه در حوزه اعزام‌های بین‌المللی، صرف هزینه‌های اعزام رئیس و سایر مسئولان فدراسیون شده و چه میزان از این منابع در راستای پشتیبانی مستقیم از ورزشکاران، حمایت از استعدادهای برتر و ارتقای سطح فنی بدمینتون کشور هزینه شده است؟
نکته قابل‌توجه دیگر، رویکرد رسانه‌ای مدیریت فدراسیون در طول این سال‌هاست. به نظر می‌رسد استراتژی غالب، پرهیز از فعالیت رسانه‌ای گسترده، دوری از پاسخ‌گویی عمومی و حرکت زیر رادار رسانه‌ها بوده است؛ رویکردی که هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت فشار افکار عمومی را کاهش داده باشد، اما در بلندمدت به تضعیف شفافیت، کاهش مطالبه‌گری و کمرنگ‌شدن نظارت عمومی انجامیده و زمینه ماندگاری بیش از ۱۵ ساله مدیریت فعلی بدون ارزیابی جدی عملکرد را فراهم کرده است.
بدیهی است اگر در این سال‌ها مدیریت کارآمد، برنامه‌محور و پاسخ‌گو بر فدراسیون بدمینتون حاکم بود، این رشته نیز می‌توانست مشابه بسیاری از رشته‌های ورزشی دیگر، مسیر پیشرفت را طی کرده و به جایگاهی مدال‌آور در سطح بین‌المللی دست یابد. استمرار شرایط فعلی اما نشان می‌دهد این فرصت مهم در طول سال‌های گذشته تا حد زیادی از دست رفته است.

محبوبه مرادی