چه استعارهای زیباتر از آنکه بگوییم توپ هندبال، این سالها از دامنههای زاگرس برخاسته و به بلندای دماوند رسیده است.
به گزارش ورزشی منهای فوتبال، چند سالی است که هندبال ایران، آرام و پیوسته، مسیر اوج را پیموده؛ نه با هیاهو، که با برنامه، صبوری و مدیریتی جوان. در کانون این حرکت، نام علیرضا پاکدل میدرخشد؛ مدیری از خطه جنوب و برخاسته از استان فارس که هندبال را از همان خاک آغاز کرد و امروز آن را به افقی فراتر رسانده است. او را میتوان نخستین کسی دانست که به تعبیر نمادین، توپ هندبال را از بلندیهای زاگرس به قله دماوند عبور داده؛ یعنی از خاستگاههای بومی به قلههای ملی و حتی جهانی.
این صعود، تنها یک تصویر شاعرانه نیست؛ روایتی است از تغییر رویکرد در مدیریت ورزشی. هندبال ایران در سالهای اخیر نهتنها در آسیا جایگاه باثباتتری یافته، بلکه در سطح جهانی نیز حضوری قابل اعتنا پیدا کرده است. این پیشرفت، حاصل انسجام مدیریتی، توجه به زیرساختها و باور به نسل جوان است.
در همین مسیر، همراهی و حمایت مسئولان ورزش کشور نیز اهمیت ویژهای دارد. نقش احمد دنیامالی بهعنوان وزیر ورزش و جوانان و حمایتهای مناف هاشمی را میتوان در حرکت بهسوی ساخت کمپ تیمهای ملی هندبال برجسته دانست؛ پروژهای که اگر به سرانجام برسد، نهفقط یک سازه فیزیکی، بلکه نماد تثبیت هویت حرفهای این رشته و برآوردن آرزوی ۶۰ ساله ورزشکاران و علاقه مندان هندبال خواهد بود. فدراسیون هندبال که بهگونهای نمادین در حوالی قله دماوند قرار دارد، با داشتن خانهای اختصاصی، میتواند قلههای تازهای از پیشرفت را فتح کند.
در این میان، مطالبهگری هوشمندانه نیز ضروری است. انتظار میرود نمایندگانی چون احمد راستینه با نگاهی کارشناسانه، فرآیند راستیآزمایی و حمایت هدفمند از هندبال را پیگیری کنند و با همراهی چهرههایی نظیر مهدی فروردین در مجلس شورای اسلامی، زمینه تخصیص بودجهای مستقل و پایدار برای این فدراسیون را فراهم آورند. توسعه پایدار، بدون پشتوانه مالی مطمئن، ممکن نیست.
شایسته است برخی فدراسیونها نیز بهجای اعتراض به تخصیص منابع برای دیگران، مسیر تلاش و اقناع را در پیش گیرند و برای ارتقای رشته خود بکوشند. رقابت در پیشرفت، بسیار شریفتر از رقابت در گلایه است.
امروز هندبال ایران در نقطهای ایستاده که میتواند سرنوشتساز باشد؛ یا با تداوم حمایت و خرد جمعی، به تثبیت جایگاه بینالمللی برسد، یا با غفلت، فرصت تاریخی خود را از دست بدهد. عبور توپ از زاگرس به دماوند، اگرچه تصویری شاعرانه است، اما در واقعیت نیز معنایی روشن دارد:
حرکت از ظرفیتهای بومی به افقهای جهانی.
و این صعود، تنها آغاز راه است.پاکدل باید در این مسیر سخت ،گامهای استواری بردارد و از موانع ،مشکلات و حتی کارشکنیها دلسرد نشود زیرا :
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
در ورزش نتنها در مسیر ترقی آن””خار”” فراوان است بلکه بایداز “”سیم خاردار “نیز عبور کنید
