تصویر معروف نشستن رئیسجمهور آمریکا پشت میز بیضیشکل کاخ سفید، در حالی که دولتمردان اروپایی در موضعی منفعلانه روبروی او ایستادهاند، مدتها به عنوان نمادی از نظم نوین جهانی نقل محافل بود. این تصویر، تجسم عریان فلسفه سلطه و نگاه از بالا به سایر کشورها است. امروز، این تفکر از اتاقهای دربسته سیاست به سالنهای فرودگاه میزبان جام جهانی و به میان ورزشکاران رسیده است. رفتار اخیر با کاروانهای ورزشی از بازرسیهای تحقیرآمیز و بازجوییهای چندساعته از بازیکنان ملیپوش تا ممانعت از ورود همراهان تیمها فراتر از یک ملاحظه امنیتی ساده است. گویا است که این رفتار ریشه در استثناگرایی آمریکایی دارد، دیدگاهی که خود را تافتهای جدابافته، فراتر از قوانین بینالمللی و واجد حق انحصاری برای قضاوت و سنجش دیگران میداند. از منظر اندیشه سیاسی ماکیاولی قدرتها برای حفظ اقتدار خود، گاه به نمایش عریان کنترل و ابزارسازی از تحقیر نیاز دارند تا مرزهای تسلط را به دیگران یادآوری کنند. آنچه امروز در مبادی ورودی این کشور رخ میدهد، تجسم عینی همین ایده است. پیامی سیستماتیک به ملتها که بدانند حتی در قلمرو ورزش نیز باید قوانین میزبان را به قیمت پذیرش رفتارهای تبعیضآمیز پذیرا باشند. در مواجهه با این ذلت، هگل تبیین میکند که رابطه سلطه تنها زمانی برقرار میماند که طرف فرودست شأن و هویت خود را از ترس از دست دادن مواهب مادی نادیده بگیرد. اما به محض آنکه بنده به خودآگاهی و شرف خود پی میبرد، این چرخه نابرابر شروع به فروپاشی میکند. امروز کشورهای حاضر در جام جهانی در برابر این موازنه یکطرفه با یک پرسش تاریخی و سه مسیر مشخص روبرو هستند:۱. همراهی و سازگاری به معنی پذیرش قواعد تحمیلی و عبور از خطوط قرمز عزت ملی به بهانه و عشق حضور در یک تورنمنت ورزشی ۲. مقاومت تدریجی و بازتعریف رابطه و دیپلماسی فعال و اصرار بر تعهدات متقابل میزبان برای حفظ شأن و کرامت تیمها در سطوح بینالمللی.۳. گسست نمادین یا سیاسی و ایستادگی صریح، پشت کردن به ساختار قلدرمآبانه و حتی تحریم حضور در میدانی که شرط ورود به آن، پذیرش تحقیر است.
تاریخ نشان میدهد که بزرگترین امپراتوریها و ساختارهای سلطه زمانی به چالش کشیده شدند که ملتها تصمیم گرفتند هزینه مسیرهای دوم و سوم را بپردازند. جام جهانی فوتبال، قرار بود زبان مشترک صلح و ویترینی برای برابری ملتها باشد. اما وقتی این تساوی در مبادی ورودی کشور میزبان مخدوش میشود، دیگر معنایی برای این جشن جهانی باقی نمیماند. باید بدانیم زورگویان تنها زمانی به عقبنشینی وادار میشوند که طرف مقابل از بازی در نقش بنده امتناع کند. اگر پرچم، هویت و کرامت ملی برای این کشورها اولویت نخست است، پس ایستادگی بر اصول و نپذیرفتن این رویکردهای بالا به پایین، قدرتمندانهترین پاسخی است که میتوان به این تفکر قبیح داد. جام جهانی و نتایج آن فراموش خواهند شد، اما این پرسش که چگونه ملت ها شرف خود را در برابر قدرت حفظ کردند، برای همیشه در حافظه تاریخی باقی خواهد ماند.
مصطفی محمدی رئوفمعاون اندیشکده سیاستگذاری و حکمرانی ورزش
